خبرهای اون‌ورِ آب| کریستینا پری روسی

خاله آنخلا هر بار که به ما سر می‌زنه حالتو می‌پرسه. من خودمو به اون راه می‌زنم. بش می‌گن طفره رفتن؟ گربه از پنجره پرید و گم و گور شد مسائل گربه‌ها مسائل آدم‌ها. یخبندون همه‌ی درختا رو سوزوند فقط یه درخت لیمو زنده موند تک و تنها وسط طوفان. گفتن که با ژنرال جدید همه چی عوض می‌شه، ولی …

خوردن اخلاق | کریستینا پری روسی

و نمی‌دونم از کجا روزنامه‌نگاری اومد‌ که بپرسه تبعید واسه ما چه معنایی داره. نمی‌دونم از کجا می‌اومد اون روزنامه‌نگار. ولی گذاشتم از در بیاد تو، به هرحال مرطوب بود اتاق، سرد بود دو روزی می‌شد غذا نخورده بودیم فقط نون بود و آب از اون دور دورا، نامه‌ها خبرای بد می‌آوردن ‌‌ «تبعید برای شما چه معنایی دارد؟» اینو …

بیماری‌های زبان

عمو جان، خسته‌تر از آنم که از این روزهای آشفته برایت بنویسم. سخت مشغول کارم تا هجرتی دیگر را ممکن کنم. این‌بار هجرتی از جهان کلمات به عالم اعداد‌. پیشه‌ورانِ کلمات در زبان ما، سیاست‌مداران‌اند و نه شاعران. لئون فیلیپه، که از تبعید مکزیکی‌اش، اسپانیای فرانکو را نظاره می‌کرد می‌گفت: «دیگر در اسپانیا هم دیوانه‌ای به جا نمانده‌است.» حقیقت یا …

آغاز سخن

نازنین-رفیقِ سالیان، عموی مهربان، نامه‌ی دوم‌ات را نخوانده گریسته بودم. می‌دانستم استخوان‌هامان با هم حرف می‌زنند. روایت گوشت و پوست نیست: مکالمه‌ای‌ست میان هرچه در من و تو دیرتر فساد می‌پذیرد. شالوده‌ای که شالوده‌ای دیگر را به بر گرفته‌است. در سرسرای آن معماری ویران، با من گفتی که حافظ، بازی را باخت. «امانت»‌اش را باخت. گفتی که ما زبان‌مان را …

از امحا و انتحار

۱ از پنجره‌ی خانه‌ات، گنبد کلیسایی پیداست، خانه‌هایی در هم و بر هم، بساز و بفروش، و یک تپه‌ی پردرخت. شهری‌ست که زیبایی‌اش در آنسوهاست. در تاریکی زخمت نمی‌زند و در روشنی، مهاجم است. دیکتاتوری می‌خواست آن‌را شبیه پاریس بسازد. در شعرهای یک قرن پیش، با لقب «پاریس کوچولو» ظاهر می‌شد. اما انقلابی در می‌گیرد و در پای آتشفشانی خاموش که …

برگشت به اول صفحه