أحنُّ إلى خُبز أُمّی

در اوان ورودم به مکزیک، وقتی یکی از سلسله کشتارهای غزه اتفاق افتاد، قرار بود در برنامه‌ای با حضور بعضی از مهمترین چهره‌های ادبیات آمریکای لاتین سخنرانی کنم. النا پونیاتوسکا، مارگو گلانتز، ماریو به‌یاتین، هومرو آریدخیس و بسیاری دیگر در آن‌جا بودند. آن‌روز، گفتارم را بر محور دو شعر تنظیم کردم. شعری از یهودا آمیخای/عمیخی شاعر ملی اسرائیل و شعری …

فرشته‌ی بی‌کلام

سه روز پیش، دوست نازنین‌ام، آنخل گیندا از دنیا رفت. سرطان او را با خود برد. هرچه شور حیات در او بود، ذره به ذره به تحلیل رفت و خسته، جان داد. هشت سال پیش، من و مارسلو و آنخل، با هم وصیت‌نامه‌ی مشترکی نوشتیم که خاکسترمان را در کجای کوهستان مونکایو به باد دهند. از نویسندگان آن متن، فقط …

نرسیده به هولار

از حدود سنگ‌تراشان که رد می‌شدی، پیش از این‌که به هولار رسیده باشی، باید از «آقا سر» می‌گذشتی. می‌گفتند روزی غریبه‌ای به خانه‌ی اربابی رفت و تقاضای کار کرد. ارباب زمینی را به او سپرد و معروف است که غریبه، به یک روز کاشت، به یک روز داشت و به یک روز برداشت. خوف در دل ارباب افتاد و با …

انگار در اعماق آب بود…

می‌فهمی حالت خوب است وقتی دوباره می‌توانی دل بدهی به ترانه‌های سالیان و رویا ببینی. خودت را بالای کوه تصور کنی یا کنار دریایی نغمه‌خوان. وقتی دوباره پیوندت را با زمین و پیرامونت باز یافته‌ای. افسرده‌ای، وقتی همه‌چیز رنگ دریغ دارد و حرمان. به آن ترانه‌ی گرجی گوش می‌دهی و از جایت بلند نمی‌شوی تا برقصی. نبودن در جمع یا …

خبرهای اون‌ورِ آب| کریستینا پری روسی

خاله آنخلا هر بار که به ما سر می‌زنه حالتو می‌پرسه. من خودمو به اون راه می‌زنم. بش می‌گن طفره رفتن؟ گربه از پنجره پرید و گم و گور شد مسائل گربه‌ها مسائل آدم‌ها. یخبندون همه‌ی درختا رو سوزوند فقط یه درخت لیمو زنده موند تک و تنها وسط طوفان. گفتن که با ژنرال جدید همه چی عوض می‌شه، ولی …

برگشت به اول صفحه