شعر ۱۶، کتاب زیرین | خوان خلمن

وقتی بمیرم
هنوز لرزش پیراهنت را
در باد خواهم شنید‌.

کسی که این سطرها را می‌خواند، پرسید:
چگونه ممکن است؟
چه می‌شنوی؟
چه لرزشی؟
چه پیراهنی و
چه بادی؟

به او گفتم خاموش باشد
پشت میزم بنشیند و
شراب مرا بنوشد و
این سطرها را بنویسد:
وقتی بمیرم
هنوز لرزش پیراهنت را
در باد خواهم شنید‌.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برگشت به اول صفحه