از آمستردام تا تهران | یک مرثیه

به یاد کامبیز روستایی روز بر خاکسترهای تو خواهد شکست در میدانچه‌ی هراس کبوتران. میدان بر ناله‌های تو چاه می‌شود کبوتران پر می‌کشند از چاه. چاه، دهان توست پیوسته به تنی سوزان که یکراست به مرکز زمین می‌رود به توده‌ی مذاب زخم‌های بی‌نام. دور می‌شوند کبوتران و خاکسترت در نعره‌ی خاموشِ باد سیلی می‌زند به رعشه‌ی لذت عابران در تماشای …

برگشت به اول صفحه