با مرگ | گونار اکلوف

زاده شدن آسان است
تو، خودت می‌شوی
مرگ ساده است:
دیگر، خودت نیستی
جور دیگری هم می‌تواند باشد
مثل جهان آینه‌ای
مرگ می‌تواندت که بزاید
و زندگی تا که هلاکت کند
-هر راه به کمال راه دیگر است-
و شاید این همان راه باشد:
با مرگ است که ظاهر می‌شوی
و زندگی است که آرام آرام محوت می‌کند.

کاری‌‌ترین زخم‌ | گونار اکلوف

  گلوله‌ای قالب ریخته‌ام برایت تا به تو در قلب‌ام شلیک‌ کنم گلوله‌ای سنگی که مجرمان استخراجش‌ کرده‌اند گلوله‌ای سربی غوطه‌داده در خون گلوله‌ای آهنین، غوطه‌داده در عسل تراش‌خورده‌ قطعه‌ای از سنگ معدنی با لبه‌های مضرس تا کاری‌‌ترین زخم‌ها را بسازد و وادارت کند تا لمس کنی از عشق مردن، چگونه است.

جراح | گونار اکلوف

  عشق یک جراح است می‌تواند جسمت را چون چاقوی جراحی ببرد می‌تواند دلت را عمل کند ختنه‌ات کند. شاید باور نکنی من اما می‌دانم. عشق عمل می‌کند بر پوستت، بر گیسوانت، بر خرام‌ات عشق درمانی ندارد جز چاقوی جراحی.

برگشت به اول صفحه